بازگشتم
با بوی سیگار و عطر عرق
ایستاده ای بر آستانه
نگاهم که می کنی
می فهمم
هنوز نشناختیم
می خندم
دست روی شکمم می گذارم
و حس می کنم دیگر زمانش شده
بچه لگد می کوبد و
من تو را حامله ام
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:18  توسط بهزاد
|